طرحی نو دراندازیم: تغذیه آبخوان پیش از کشت و زرع

در طول چند دهه اخیر، دریافتهایم که روش مدیریت منابع آب برای تولید غذا، پایدار نبوده است. امروزه، به این تعریف رسیدهایم که گسترش بیرویه اراضی تحت آبیاری بدون در نظر گرفتن شرایط اقلیمی، و تولید بیش از ظرفیت منابع، ما را به سمت ورشکستگی آبیای کشانده که کاوه مدنی دربارهاش بارها هشدار داده است.
وقتی کشاورزی را بر پایه آبهای سطحی و بر پایه ماموریت هیدرولیکی توسعه میدهیم، معمولاً از همان ابتدا به تأمین آب فکر میکنیم. سد یا سازه انحرافی میسازیم، آب را ذخیره یا کنترل میکنیم و با لولهکشی و ساخت کانال، آب را به سر مزرعه میرسانیم. اما اگر پشت سد آب قابل اتکایی وجود نداشته باشد، کانالکشی و لولهکشی ما، در عمل بیفایده بوده است.
اما با آب زیرزمینی برخورد دیگری داشتهایم. چاه حفر میکنیم و برداشت از آبی را آغاز میکنیم که از قبل در زیرزمین ذخیره شده است. اگر برداشت برای مدتی طولانی از تغذیه آبخوان بیشتر باشد، سطح آب زیرزمینی پایین میرود. بعد با کفشکنی، چاهها را عمیقتر میکنیم، چاههای تازه میزنیم و هزینه پمپاژ بالا میرود. در نهایت، بعضی آبخوانها کمبازدهتر میشوند، چاهها از کار میافتند، فرونشست زمین رخ میدهد و بخشی از ظرفیت مفید ذخیره آب زیرزمینی نیز از دست خواهد رفت.
مساله این نیست که ما هیچوقت مفهوم تغذیه آب زیرزمینی را نشناختهایم. تغذیه طبیعی، نفوذ آب آبیاری، پخش سیلاب، حوضچههای تغذیه و دیگر روشهای تغذیه مدیریتشده، سابقهای طولانی دارند. مساله این است که در بسیاری از مناطق، کشاورزی وابسته به آب زیرزمینی توسعه یافته بدون آنکه تجدید و تغذیه آبخوان از همان ابتدا یکی از اجزای اصلی سرمایهگذاری باشد.
اینجا است که تغذیه مدیریتشده آبخوان با استفاده از سیلاب، میتواند نگاه ما به کشاورزی در مناطق خشک و نیمهخشک را تغییر دهد. با در نظر گرفتن این مهم که به احتمال بسیار زیاد، با تغییرات اقلیمی و تغییر الگوهای بارش، برف کمتری در کوهستانها میبارد و بارشهای سیلآسا، شرایط جدیدی را فراهم میکنند که چارهای جز سازگاری با این شرایط و مقاومسازی در مقابل سیلهای مخرب نخواهیم داشت.
به جای آنکه اجازه دهیم سیلابهای مقطعی با سرعت از منطقه عبور کنند، خسارت ایجاد کنند یا از حوضه خارج شوند، میتوانیم در شرایط مناسب بخشی از جریانهای پرآب را روی زمینهای نفوذپذیر، از جمله در بخشهای کم شیب میان کوهپایه و دشت، دشتهای سیلابی، حوضچههای تغذیه یا حتی برخی اراضی کشاورزی پخش کنیم. بخشی از این آب میتواند به زیرزمین نفوذ کند و ذخیره آبخوان را افزایش دهد. در شرایط هیدروژئولوژیکی مناسب، این تغذیه حتی میتواند به تقویت سامانههای آب زیرزمینی کمعمق و افزایش مدت جریان در رودخانهها و شاخههای متصل کمک کند.
اصل موضوع ساده است: پیش از آنکه یک تقاضای بلندمدت تازه برای آب زیرزمینی ایجاد کنیم، باید بدانیم آبخوان چگونه قرار است تغذیه شود. این به آن معنا نیست که هر مترمکعب آبی که پمپاژ میشود باید حتماً پیش از آن به صورت مصنوعی جایگزین شده باشد. آبخوانها از تغذیه طبیعی، نفوذ از رودخانهها، بازگشت بخشی از آب آبیاری و جریان جانبی آب زیرزمینی نیز تغذیه میشوند. اما همه این ورودیها، همراه با میزان برداشت، باید در چارچوب تراز بلندمدت آب بررسی شوند.
تغذیه آبخوان با سیلاب مدیریت شده این امکان را فراهم میکند که تغذیه آبخوان از همان ابتدا بخشی از طراحی زراعت ما باشد. پیش از آنکه وعده تولید غذای بیشتر بدهیم، باید دو بار فکر کنیم و از خود بپرسیم آبی که این تولید به آن وابسته است چگونه قرار است در زیر زمین تأمین و حفظ شود.
باید بدانیم که تولید غذا از ذخیره آب جدا نیست. اما وقتی وابستگی ما به آب زیرزمینی اینقدر زیاد است، چرا ذخیره آب در زیر پاهایمان را به فراموشی سپردهایم؟ در کشاورزی وابسته به آب زیرزمینی، خود آبخوان بخشی از زیرساخت کشاورزی است.
پیش از کاشت یک زمین زراعی و یا ایجاد یک باغ که قرار است ۳۰، ۴۰ یا ۵۰ سال محصول بدهد، نخستین سؤال نباید فقط این باشد که «آیا میتوانیم اینجا چاه حفر کنیم؟»
سؤال مهمتر این است: «چطور میخواهیم در تمام عمر این مزرعه، آب را در این آبخوان حفظ کنیم؟»
این همان منطق پایه کشاورزی با اولویت تغذیه آبخوان است و Flood-MAR میتواند یکی از ابزارهای مهم برای عملی کردن آن باشد.






















Comments