نگاهی به وضعیت محیط زیست ایران و افغانستان در پنج دهه اخیر و پیامدهای دور ماندن زنان این دو کشور از فرایندهای تصمیمسازی
ادریس دشتی، روزنامهنگار:

در تابستان ۱۴۰۴ تصاویر ماهوارهای مساحت آبی دریاچهٔ ارومیه را کمتر از ۵۸۱ کیلومترمربع نشان داد. پنجاه سال پیش همین دریاچه بزرگترین دریاچهٔ خاورمیانه بود.
هامون هم روزگاری از پرآبترین تالابهای منطقه بود. امروز بسترش نمک است و باد، آن نمک را تا آنسوی مرز میبرد. هیچکدام از این دو یکشبه اتفاق نیافتاد و هیچکدام هم صرفاً کار طبیعت نبود. پشت هر دو، نیمقرن تصمیم و رویداد ایستاده است: سد، جنگ، چاه، و اقلیمی که گرمتر شد. و در تمام این نیمقرن، کسانی که بیشترین هزینه را پرداختند، کمترین حضور را در تصمیمها داشتند.
ایران
ادبیات علمی دربارهٔ ارومیه یکدست نیست. برخی پژوهشها وزن بیشتر را به اقلیم میدهند و برخی به انسان. اما مروری بر ۵۴۴ مقالهٔ داوریشده نتیجه گرفته که گسترش کشاورزی آبی، سدسازی و سوءمدیریت منابع بیش از افزایش دما و کاهش بارش بر دریاچه اثر گذاشتهاند.
دربارهٔ بقیهٔ تالابها، آمار دقیق را باید از خود نهاد متولی گرفت. مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست ایران گزارههایی مانند «خشک شدن ۷۰ درصد تالابها» را فاقد دقت علمی خوانده است. رقمی که خودش میدهد این است: از ۳.۵ میلیون هکتار اراضی تالابی کشور، ۱.۴ میلیون هکتار مستعد تبدیل شدن به کانون گردوغبار است. جازموریان، هامون و صالحیه از مهمترین آنها هستند.
پیامد برداشت بیرویه را حالا زیر پای شهرها میشود دید. نرخ ۴ تا ۱۸ سانتیمتر در سال در اصفهان از نظر مقیاس بسیار بالاست و میتواند برای زیرساختهای شهری، شبکههای آب و فاضلاب، ساختمانها و میراث تاریخی مخاطرهآمیز باشد.
افغانستان: جنگ، و آنچه جنگ با زمین کرد
از محیط زیست افغانستان در این پنج دهه نمیشود سخن گفت و از جنگ سخن نگفت. جنگ زیر پرچمهای مختلف و در دورههای پیاپی جریان داشت. اثرش بر زمین، اما، کمابیش یکسان بود.
ارزیابی پس از منازعهٔ برنامهٔ محیط زیست ملل متحد در سال ۲۰۰۳ نشان داد که منازعه برنامههای حفاظت را متوقف کرد، به فروپاشی حاکمیت محلی و ملی انجامید، زیربناها را ویران ساخت و مردم را به شهرهایی راند که خود خدمات ابتدایی نداشتند. همین ارزیابی دریافت که بیش از ۵۰ درصد بیشهزارهای طبیعی پستهٔ کشور از میان رفته است.
ارقام جنگل گویاست. برآوردهای دولتی و بینالمللی مربوط به اوایل دههٔ ۱۹۸۰، با وجود تفاوت در تعریف جنگل، پوشش جنگلی افغانستان را در حدود ۱۹ هزار کیلومترمربع تخمین میزدند. در سالهای جنگ درختان بریده شدند، گاه برای سوخت و گاه در قالب تجارت غیرقانونی چوب. پیامدش امروز در سیلابها و لغزش زمین دیده میشود.
کاریز هم آسیب دید. این سامانه قرنها آب را بدون موتور و برق به مزارع میرساند و در جریان جنگ و بیسرپرستی تخریب شد یا از کار افتاد. ماینها بخش دیگری از زمین را از دسترس خارج کردند؛ بر پایهٔ آمار دیدبان حقوق بشر، دستکم ۷۲۴ میلیون مترمربع از خاک کشور آلوده به ماین و مواد منفجره است.
بر این زمینه، تغییر اقلیم افزوده شد. افغانستان با وجود سهم بسیار اندکش در انتشار جهانی گازهای گلخانهای، در ارزیابیهای مختلف از کشورهای بسیار آسیبپذیر در برابر تغییر اقلیم شناخته شده است.. بر پایهٔ گزارش ۲۰۱۶ برنامهٔ محیط زیست ملل متحد، میانگین حرارت سالانه از ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۸ ششدهم درجه بالا رفت و پس از آن به ۱.۲ درجه رسید.
کابل روشنترین نمونهٔ وضع کنونی است. گزارش مرسیکور با عنوان «بحران آب کابل» نشان میدهد سطح آبهای زیرزمینی شهر در یک دهه ۲۵ تا ۳۰ متر پایین رفته و هر سال ۴۴ میلیون مترمکعب بیشتر از آنچه باران و برف دوباره پر میکنند، از آن برداشت میشود. بر پایهٔ هشدارهایی که UNICEF و Mercy Corps به آنها استناد کردهاند، اگر روند کنونی ادامه یابد، ذخایر آب زیرزمینی قابل بهرهبرداری کابل ممکن است تا حدود سال ۲۰۳۰ به مرحلهٔ بحرانی یا تخلیه گسترده برسد.
در سطح ملی، یونیسف میگوید حدود ۳۱ درصد نفوس به آب آشامیدنی پایه دسترسی ندارند. یوناما در جون ۲۰۲۶ اعلام کرد بیش از نیمی از نفوس کشور با خشکسالی و کمآبی شدید مواجهاند.
یک حوضه، دو کشور
هامون نشان میدهد که این دو بحران در اصل یکیاند. به گفتهٔ همان مقام سازمان حفاظت محیط زیست، هامون بهطور کامل به منابع آبی بالادست از افغانستان وابسته است، و گردوغبار برخاسته از بستر خشکش ساکنان و زیربناهای افغانستان را هم متأثر خواهد ساخت. تقسیم آب هیرمند از قرارداد سال ۱۳۵۱ میان امیرعباس هویدا و موسی شفیق تا امروز موضوع اختلاف مانده است.
بار نابرابر
گزارش تحلیلی ACAPS دربارهٔ خشکسالی افغانستان میگوید کمبود آب و نبود تأسیسات بهداشتی خطرات صحی را برای زنان افزایش میدهد. پیامدهای خشکسالی برای زنان و دختران شدیدتر است، چون دسترسی آنان به خدمات صحی بهطور چشمگیری بدتر شده است. همین گزارش میافزاید که آنان کمترین توان استفاده از راههای سنتی مقابله با خشکسالی را دارند. بیشترین آسیب را میبینند و ابزار کاهش آن کمتر از همه در دسترسشان است.
در ایران هم همین الگو ثبت شده است. گزارش میدانی روزنامهٔ هممیهن از گلستان و خراسان تا یاسوج، هرمزگان و خوزستان نشان میدهد بیآبی، در کنار گرانی مواد بهداشتی، زنان کمدرآمد را به راهحلهایی ناایمن کشانده که پیامدش عفونت، درد و بیماری است. بحران، اول از همه، از راه بدن وارد میشود.
آنچه ثبت نشده
زنانی که این بار را بر تن میکشند، بخشی از دانش مقابله با آن را هم دارند. ذخیرهٔ آب باران. مدیریت مصرف در خانه و مزرعه. آگاهی از وقت کشت، حفاظت خاک، گزینش محصولات مقاوم در برابر خشکی. بخش مهمی از این دانش نسل به نسل و اغلب از طریق زنان منتقل شده و تنها بخش اندکی از آن بهطور نظاممند ثبت و وارد فرایندهای رسمی تصمیمگیری شده است.
نادیده گرفتن این دانش میتواند سیاستگذاری را از تجربه و سازوکارهای سازگاری شکلگرفته در سطح محلی محروم کند.
چه میتوان کرد
این بحران را یک عامل نساخته است. جنگ، سدسازی، توسعهٔ ناسازگار کشاورزی، برداشت بیرویه از آب زیرزمینی، و بر همهٔ اینها تغییر اقلیمی که هیچیک از این دو کشور سهم چندانی در ایجادش نداشتند. بار آن هم یکسان تقسیم نشده است.
چهار گام، برخی کمهزینه و برخی نیازمند برنامهریزی بلندمدت:
احیای پوشش گیاهی: کوهستانی. کاشت بتههای مفیدهٔ کوهی و نهالهای بومی، حفظ جنگلات طبیعی موجود و ایجاد ساحات سبز، خاک را نگه میدارد و از سیلاب و لغزش زمین میکاهد. در ارتفاعات سرد، سایهٔ این پوشش ذوب برف را کندتر میکند و آب را بهجای یک سیلاب بهاری، بهتدریج آزاد میسازد.
اصلاح الگوی مصرف: یکی از مهمترین مشکلات مشترک در بخشهایی از هر دو کشور، برداشت آب، بهویژه از آب زیرزمینی، با نرخی بیش از توان تجدید طبیعی آن است.
ثبت دانش بومی: زنان. این دانش در هیچ سند رسمی ثبت نشده است. ثبتش کمهزینه است، و اگر ثبت نشود با رفتن نسل دارندگانش میرود.
حضور زنان: در نهادهای محلی آب و زمین. مدیریت منابع در سطح قریه و حوضه، نزدیکترین نقطه به زندگی روزمره است. نخستین گامش ثبت دادهها به تفکیک زن و مرد است؛ تا وقتی پیامدها جداگانه اندازهگیری نشود، برنامهریزی بر پایهٔ حدس است.
پنجاه سال آینده با همان ساختاری تصمیمگیری خواهد شد که پنجاه سال گذشته را ساخت، مگر آنکه ترکیب آن تغییر کند.
منابع
۱. مرور ۵۴۴ مقالهٔ داوریشده دربارهٔ دریاچهٔ ارومیه؛ و پژوهشهای Shadkam و همکاران، Journal of Great Lakes Research (۲۰۱۶)؛ Alizadeh-Choobari و همکاران (۲۰۱۶)؛ Hassanzadeh و همکاران (۲۰۱۲)؛ Schulz و همکاران، Nature Scientific Reports (۲۰۲۰).
۲. مساحت ارومیه در تابستان ۱۴۰۴: https://melliun.org/iran/536132
۳. آرزو اشرفیزاده، مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست، گفتوگو با ایلنا: https://fararu.com/fa/news/789554/
۴. سازمان زمینشناسی کشور، نرخ فرونشست اصفهان: https://fararu.com/fa/news/827208/
۵. ۳۵۹ محدودهٔ دچار فرونشست و ۸۴ درصد چاههای مجاز زراعتی: https://www.hamshahrionline.ir/news/941433/
۶. گزارش میدانی روزنامهٔ هممیهن دربارهٔ وضعیت بهداشتی زنان کمدرآمد در شرایط بیآبی: https://www.asriran.com/fa/news/1089938/
۷. ارزیابی پس از منازعهٔ برنامهٔ محیط زیست ملل متحد، ۲۰۰۳: https://reliefweb.int/report/afghanistan/afghanistan-post-conflict-environmental-assessment-report
۸. از میان رفتن بیش از ۵۰ درصد بیشهزارهای پسته و آسیب به شبکهٔ کاریز، From Conflict to Peacebuilding: https://www.iisd.org/system/files/publications/conflict_peacebuilding.pdf
۹. آمار دولتی پوشش جنگلی تا اوایل دههٔ ۱۹۸۰: https://reliefweb.int/report/afghanistan/afghanistan-environmental-crisis-looms-conflict-goes
۱۰. آلودگی ۷۲۴ میلیون مترمربعی به ماین و مواد منفجرنشده، به نقل از دیدبان حقوق بشر: https://responsiblestatecraft.org/afghanistan-war-2671801858/
۱۱. رتبهٔ انتشار گازهای گلخانهیی و ارقام حرارت گزارش ۲۰۱۶ برنامهٔ محیطزیست ملل متحد، شبکهٔ تحلیلگران افغانستان: https://www.afghanistan-analysts.org/dari-pashto/reports/enviroment-socio-economic-development/
۱۲. گزارش مرسیکور، Kabul's Water Crisis: An Inflection Point for Action.
۱۳. یونیسف افغانستان، Safe Water on Their Doorstep: https://www.unicef.org/afghanistan/stories/safe-water-their-doorstep
۱۴. اعلامیهٔ یوناما، ۵ جون ۲۰۲۶: https://unama.unmissions.org/en/news/afghanistan-climate-crisis-deepens-as-communities-scale-up-environmental-action
۱۵. ACAPS، گزارش تحلیلی Understanding Drought in Afghanistan، جولای ۲۰۲۴: https://www.acaps.org/fileadmin/Data_Product/Main_media/20240704_ACAPS_Thematic_report_Afghanistan_Understanding_drought.pdf
هامون و هیرمند
۱۶. وابستگی هامون به منابع بالادست و اثر گردوغبار بر افغانستان: همان منبع شمارهٔ ۳.
۱۷. قرارداد سال ۱۳۵۱ میان امیرعباس هویدا و موسی شفیق: https://www.radiofarda.com/a/b21-hamun-wetland-crisis-/27998469.html






















Comments