top of page

ورشکستگی آبی؛ ۱۳ سوء برداشت، و آینده منابع آب ایران - قسمت اول

5 hours ago
6 min read

بر اساس مقاله اخیر کاوه مدنی در فوربس


وقتی خبر کمبود آب یا خشک شدن رودخانه‌ای را می‌شنویم، معمولاً اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد خشکسالی است. منتظر می‌مانیم ببینیم پاییز و زمستان چقدر باران و برف می‌بارد و آیا سال آینده وضع بهتر خواهد شد یا نه. اما بعضی از مشکلات آب با بارندگی بیشتر حل نمی‌شوند. اگر بر اثر برداشت بیش از اندازه آب زیرزمینی، لایه‌های زمین متراکم شده باشند، دیگر نمی‌توان انتظار داشت که با چند سال بارندگی خوب، همه چیز به وضع گذشته برگردد. ممکن است بخشی از ظرفیت طبیعی زمین برای ذخیره آب برای همیشه از دست رفته باشد.

در چنین وضعیتی، دیگر فقط با کمبود آب یا حتی یک بحران موقت مواجه نیستیم. کاوه مدنی برای توضیح ورشکستگی آبی از حساب بانکی مثال می‌زند.

فرض کنید هر ماه درآمدی دارید و مقداری هم پس‌انداز کرده‌اید. در ماه‌هایی که مخارج‌تان بیشتر از درآمدتان است، از پس‌انداز استفاده می‌کنید. این کار به‌خودی‌خود اشکالی ندارد، به شرط آنکه بتوانید پس‌انداز را دوباره جایگزین کنید. حالا تصور کنید این وضعیت سال‌ها ادامه پیدا کند. در مورد آب هم کمابیش همین اتفاق می‌افتد.

بارش و جریان‌های تجدیدپذیر بخشی از درآمد آبی ما هستند. آبخوان‌ها نیز ذخایری دارند که می‌توانیم در دوره‌های کم‌آبی از آنها برداشت کنیم. البته آب زیرزمینی همیشه یک ذخیره ثابت و غیرتجدیدپذیر نیست. بسیاری از آبخوان‌ها از طریق نفوذ باران، برف و جریان‌های سطحی دوباره تغذیه می‌شوند.

مشکل از جایی شروع می‌شود که برداشت برای سال‌های طولانی بیشتر از تغذیه باشد و این روند به خود آبخوان یا دیگر بخش‌های سامانه طبیعی آب خسارت‌هایی وارد کند که جبران آنها دیگر از نظر عملی ممکن نباشد.

برای شناخت این وضعیت، بهتر است ۱۳ سوء برداشت را که مدنی در مقاله خود مطرح کرده مرور کنیم و ببینیم چه ارتباطی با مسائل آب ایران دارند.

سوء برداشت اول: ورشکستگی آبی همان کم‌آبی است

کم‌آبی و ورشکستگی آبی یک چیز نیستند. کم‌آبی یعنی منابع موجود برای پاسخ دادن به تقاضای آب کافی نباشند. یک منطقه خشک ممکن است همیشه با کمبود طبیعی آب مواجه بوده باشد، اما مردم آن منطقه فعالیت‌های خود را با مقدار آبی که در اختیار دارند هماهنگ کرده باشند. در گذشته، در بسیاری از مناطق خشک ایران، قنات یکی از روش‌های تأمین آب بود. مقدار آبی که از یک قنات خارج می‌شد، به شرایط طبیعی آبخوان وابسته بود. البته قنات‌ها هم می‌توانستند در اثر خشکسالی یا تغییرات محیطی آسیب ببینند، اما برداشت آب با قنات از نظر فنی محدودیت‌هایی داشت که در برداشت با پمپ‌های قدرتمند امروزی وجود ندارد.

با توسعه چاه‌های عمیق و افزایش توان پمپاژ، امکان برداشت آب با سرعت و حجمی بسیار بیشتر فراهم شد. در بسیاری از دشت‌ها، برداشت آب زیرزمینی از تغذیه آن پیشی گرفت. بنابراین باید میان خشکی طبیعی یک منطقه و خسارتی که فعالیت انسان به منابع آب آن وارد کرده تفاوت بگذاریم.

کمبود آب به‌تنهایی نشانه ورشکستگی نیست. آنچه اهمیت دارد، مصرف بیش از توان تجدید منابع و خسارت‌هایی است که در نتیجه این وضعیت به سرمایه طبیعی آب وارد می‌شود.

سوء برداشت دوم: ورشکستگی آبی همان ناترازی آب است

در اینجا لازم است تفاوت دیگری را روشن کنیم. در مقاله مدنی از اصطلاح Water Insolvency استفاده شده است. این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که نیازهای مداوم آبی یک سامانه از منابع تجدیدپذیر آن بیشتر باشد. در فارسی می‌توان برای توضیح آن از تعبیر ناترازی مزمن استفاده کرد، هرچند این دو اصطلاح کاملاً معادل یکدیگر نیستند.

فرض کنید در دشتی، میزان برداشت سالانه آب زیرزمینی بیشتر از مقدار آبی باشد که به آبخوان برمی‌گردد. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ذخیره آبخوان کاهش می‌یابد و سطح آب زیرزمینی افت می‌کند. تا این مرحله، ممکن است هنوز بتوان با کاهش برداشت و افزایش تغذیه، بخشی از ذخایر ازدست‌رفته را جبران کرد. اما ادامه افت آب زیرزمینی در برخی آبخوان‌ها می‌تواند باعث تراکم لایه‌های رسوبی شود. وقتی این لایه‌ها متراکم می‌شوند، بخشی از فضایی که پیش‌تر امکان ذخیره آب را فراهم می‌کرد از بین می‌رود.

اگر این تراکم از نوع برگشت‌ناپذیر باشد، بالا آمدن سطح آب زیرزمینی نیز ظرفیت ازدست‌رفته را بازنمی‌گرداند. این یکی از پیامدهایی است که در بررسی ورشکستگی آبی اهمیت دارد. البته هر فرونشستی به معنای ورشکستگی نیست و نمی‌توان صرفاً با مشاهده ترک روی زمین درباره وضعیت یک آبخوان حکم داد. باید مشخص شود چه مقدار آب برداشت شده، آبخوان چگونه تغذیه می‌شود و چه خسارت‌هایی به آن وارد شده است.

پس ناترازی و ورشکستگی با یکدیگر ارتباط دارند، اما یکی نیستند.

سوء برداشت سوم: ورشکستگی آبی نام دیگری برای بحران آب است

ما معمولاً وقتی از بحران صحبت می‌کنیم، وضعیتی را در نظر داریم که قرار است پس از مدتی پایان پیدا کند.

اگر چند سال بارندگی کمتر از معمول باشد و ذخیره سدها کاهش پیدا کند، ممکن است با بازگشت بارش، بخشی از کمبود جبران شود. البته این موضوع به شرایط حوضه آبریز، میزان مصرف و وضعیت مخازن نیز بستگی دارد. اما همه آسیب‌هایی که به منابع آب وارد می‌شوند موقتی نیستند. اگر آبخوانی بخشی از ظرفیت ذخیره‌سازی خود را از دست داده باشد، پایان خشکسالی به معنای بازسازی آن ظرفیت نیست.

برای همین، مدیریت یک بحران موقت با مدیریت وضعیتی که در آن خسارت‌های برگشت‌ناپذیر رخ داده تفاوت دارد. در وضعیت نخست، ممکن است بتوان با اقدامات کوتاه‌مدت بخشی از مشکلات را پشت سر گذاشت. در وضعیت دوم، باید بررسی کرد چه چیزهایی قابل احیا است، چه خسارت‌هایی را دیگر نمی‌توان جبران کرد و چگونه می‌توان جلوی تخریب بیشتر را گرفت. در ایران، واژه بحران آب سال‌هاست استفاده می‌شود. اما همه مشکلات آب کشور از یک جنس نیستند. کمبود موقت آب شرب در یک شهر را نمی‌توان با افت چندده‌ساله آب زیرزمینی و فرونشست یک دشت یکسان دانست. برای هر کدام باید علت را شناخت و راه‌حل متناسبی پیدا کرد.

سوء برداشت چهارم: ورشکستگی آبی یک پدیده طبیعی است

خشکسالی از پدیده‌های طبیعی است. پیش از آنکه انسان روی زمین کشاورزی کند یا نخستین شهرها ساخته شوند، دوره‌های خشکسالی وجود داشته‌اند. رودخانه‌ها در طول تاریخ کم‌آب و پرآب شده‌اند و سطح دریاچه‌ها تغییر کرده است. اما ورشکستگی آبی، به تعریفی که در مقاله مدنی آمده، مربوط به سامانه‌ای است که انسان و منابع طبیعی آب در آن با یکدیگر ارتباط دارند.

طبیعت بر میزان آب در دسترس اثر می‌گذارد، اما تصمیم درباره برداشت و مصرف آب را انسان می‌گیرد. وقتی در منطقه‌ای خشک کشاورزی توسعه پیدا می‌کند، باید دید آب مورد نیاز آن از کجا تأمین می‌شود و آیا ادامه برداشت در بلندمدت امکان‌پذیر است یا نه.

ساخت سد، توسعه شبکه‌های آبیاری، حفر چاه، گسترش شهرها و ایجاد صنایع جدید، همگی می‌توانند شرایط منابع آب را تغییر دهند. نتیجه این اقدامات در همه مناطق یکسان نیست و باید جداگانه بررسی شود. آنچه روشن است، اینکه نمی‌توان همه مشکلات کنونی آب ایران را فقط با کاهش بارندگی توضیح داد. برای شناخت وضعیت منابع آب، باید تاریخ تصمیم‌گیری درباره کشاورزی، صنعت، انرژی و توسعه سرزمین را نیز بررسی کنیم.

سوء برداشت پنجم: تمام جهان دچار ورشکستگی آبی شده است

گزارش دانشگاه سازمان ملل از ورود جهان به دوران ورشکستگی آبی سخن می‌گوید. اما آیا این یعنی همه کشورها ورشکسته شده‌اند؟

خیر. حتی در داخل یک کشور هم ممکن است وضعیت آبخوان‌ها و حوضه‌های آبریز بسیار متفاوت باشد. در منطقه‌ای ممکن است برداشت بیش از اندازه وجود داشته باشد، اما هنوز امکان بازگرداندن تعادل فراهم باشد. منطقه دیگری ممکن است خسارت‌هایی دیده باشد که جبران کامل آنها دیگر واقع‌بینانه نباشد. پس چرا از ورشکستگی آبی جهانی صحبت می‌شود؟

برای اینکه آثار تخریب منابع آب به همان منطقه محدود نمی‌ماند.

فرض کنید در یک منطقه مهم کشاورزی، منابع آب به‌شدت آسیب ببینند و تولید کاهش پیدا کند. چنین تغییری ممکن است بر قیمت محصولات، اشتغال، واردات و صادرات و حتی مهاجرت اثر بگذارد.

در اقتصادی که کشورها از طریق تجارت مواد غذایی و کالاهای مختلف به یکدیگر وابسته‌اند، مشکلات آب در یک منطقه می‌تواند پیامدهایی برای مناطق دیگر داشته باشد. بنابراین منظور از ورشکستگی آبی جهانی این نیست که آب کره زمین تمام شده است. بحث بر سر افزایش تعداد سامانه‌هایی است که با خسارت‌های جدی روبه‌رو شده‌اند و آثار این وضعیت می‌تواند از مرزهای آنها فراتر برود.

سوء برداشت ششم: تغییر اقلیم عامل ورشکستگی آبی است

تغییر اقلیم بر منابع آب اثر می‌گذارد و این اثر در بسیاری از مناطق می‌تواند بسیار شدید باشد. افزایش دما معمولاً تبخیر و نیاز آبی گیاهان را بیشتر می‌کند. تغییر مقدار و زمان بارندگی، کاهش ذخیره برف و تغییر زمان ذوب آن نیز می‌تواند بر جریان رودخانه‌ها و تغذیه آبخوان‌ها اثر بگذارد. اما نباید تغییر اقلیم را مسئول تمام مشکلات آب بدانیم.

فرض کنید در منطقه‌ای میزان برداشت آب زیرزمینی برای چند دهه بیشتر از تغذیه آن بوده است. در چنین شرایطی، حتی اگر تغییر اقلیم هم وجود نداشت، ادامه برداشت بیش از ظرفیت منابع می‌توانست مشکلات جدی ایجاد کند. باید پرسید چه عواملی باعث افزایش برداشت شده‌اند. چه سیاست‌هایی توسعه کشاورزی یا صنایع آب‌بر را تشویق کرده‌اند؟ آیا هنگام صدور مجوزها و اجرای طرح‌ها، ظرفیت واقعی منابع آب در نظر گرفته شده است؟

در ایران، هم تغییرات اقلیمی اهمیت دارند و هم تصمیم‌هایی که طی دهه‌های گذشته درباره مصرف آب گرفته شده‌اند. نسبت دادن همه مشکلات به تغییر اقلیم، توجه را از عواملی منحرف می‌کند که با مدیریت و سیاست‌گذاری قابل اصلاح‌اند. در عین حال، نباید تأثیر تغییر اقلیم را نادیده گرفت. افزایش گرما و تغییر الگوی بارش می‌تواند وضع آبخوان یا حوضه‌ای را که از قبل تحت فشار بوده دشوارتر کند.

برای بررسی دقیق موضوع، به اطلاعات هر منطقه نیاز داریم؛ هم درباره تغییرات اقلیمی و هم درباره برداشت و مصرف آب. قسمت دوم را فردا بخوانید.

 
 
 

Comments


Recent Posts
Archive
Search By Tags
Follow Us
  • Facebook Basic Square
  • Twitter Basic Square
  • Google+ Basic Square

© Abangan آبانگان با فن‌آوری ویکس ساخته شده است

bottom of page