top of page

ورشکستگی آبی؛ ۱۳ سوء برداشت، و آینده منابع آب ایران - قسمت دوم

23 hours ago
10 min read

در شماره پیشین، ششم مورد از سوء برداشت‌های مورد اشاره کاوه مدنی در مقاله اخیرش در FORBES را با وضعیت فعلی ایران مقایسه کردیم. در این قسمت، بحث را از کمبود آب فراتر می‌بریم. موضوع فقط این نیست که چقدر آب داریم یا چقدر مصرف می‌کنیم. باید دید چه مقدار از این آب قابل استفاده است، چه کسانی درباره مصرف آن تصمیم می‌گیرند، چه کسانی سود می‌برند و چه کسانی خسارت می‌بینند. سوء برداشت هفتم: ورشکستگی آب فقط به مقدار آب مربوط است

وقتی درباره بحران آب حرف می‌زنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد کاهش بارندگی، خشک شدن سدها یا پایین رفتن سطح آب زیرزمینی است. اما ممکن است آب وجود داشته باشد و نتوان از آن استفاده کرد. فرض کنید در حساب بانکی شما یک میلیارد تومان پول وجود دارد، اما بخش بزرگی از آن مسدود شده و به آن دسترسی ندارید. آیا واقعاً یک میلیارد تومان برای خرج کردن دارید؟

در مورد آب هم چنین وضعیتی ممکن است اتفاق بیافتد.

در بسیاری از مناطق ایران، مشکل فقط کاهش حجم آب زیرزمینی نیست. افت سطح آب، افزایش شوری و ورود آلاینده‌های کشاورزی، صنعتی یا فاضلاب به منابع آب می‌تواند استفاده از آب باقی‌مانده را هم دشوارتر کند. برای نمونه، پژوهشی که سال ۲۰۲۴ در نشریه Scientific Reports منتشر شد، آلودگی نیتراتی آب زیرزمینی در دشت تهران و کرج و مخاطرات احتمالی آن برای سلامت انسان را بررسی کرده است.


نیترات ممکن است از کودهای کشاورزی، فاضلاب و منابع دیگر وارد سفره‌های زیرزمینی شود. این آلودگی الزاماً با چشم دیده نمی‌شود. آب ممکن است زلال باشد، اما برای آشامیدن مناسب نباشد. در مناطق کشاورزی نیز افزایش شوری آب می‌تواند تولید را محدود کند. گاهی کشاورز هنوز چاه دارد و می‌تواند آب پمپاژ کند، اما کیفیت آن برای محصولی که سال‌ها کاشته مناسب نیست.

این همان نکته‌ای است که در بحث ورشکستگی آب باید به آن توجه کنیم. وجود آب با در اختیار داشتن آب سالم و قابل استفاده یکسان نیست. به همین دلیل، هنگام بررسی وضعیت منابع آب کشور، تنها پرسیدن اینکه چند میلیارد مترمکعب آب در سدها و سفره‌های زیرزمینی وجود دارد کافی نیست. باید کیفیت آب، هزینه تصفیه، محدودیت‌های مصرف و امکان استفاده پایدار از آن را هم بررسی کنیم.

سوء برداشت هشتم: مناطق پُرآب ورشکسته نمی‌شوند

بعضی‌ها تصور می‌کنند ورشکستگی آب مخصوص مناطق خشک و بیابانی است. بنابراین ممکن است استان‌هایی مانند گیلان و مازندران را از چنین خطری دور بدانند.

اما بارندگی زیاد، به‌تنهایی تضمین‌کننده امنیت آب نیست.

ممکن است منطقه‌ای سالانه بارندگی قابل توجهی داشته باشد، اما به دلیل آلودگی منابع، تخریب تالاب‌ها، تغییر کاربری زمین، ضعف زیرساخت یا برداشت بیش از ظرفیت تجدیدپذیر، با مشکلات جدی روبه‌رو شود. البته باید یک تفاوت مهم را رعایت کنیم. هر منطقه پُرآبی که با آلودگی یا کمبود فصلی روبه‌روست، لزوماً دچار ورشکستگی آب نشده است. برای چنین تشخیصی باید نشان داد که مصرف و تخریب منابع از ظرفیت تجدید آن‌ها فراتر رفته و خسارت‌های جدی، ماندگار یا در مواردی برگشت‌ناپذیر ایجاد کرده است.

برای ایران، این بحث اهمیت ویژه‌ای دارد. نمی‌توان فقط بر اساس میزان بارندگی سالانه یا تعداد رودخانه‌ها درباره آینده آبی یک استان قضاوت کرد. باید ببینیم چه مقدار آب قابل استفاده باقی می‌ماند، چه مقدار از منابع زیرزمینی تجدید می‌شود و فعالیت‌های انسانی چه تأثیری بر رودخانه‌ها، تالاب‌ها و کیفیت آب گذاشته‌اند. همان‌طور که یک فرد ثروتمند هم ممکن است ورشکسته شود، منطقه‌ای که منابع آب فراوان دارد نیز می‌تواند با مدیریت نادرست، سرمایه طبیعی خود را از دست بدهد. اما داشتن مشکلات آبی با ورشکستگی کامل آن منابع یکی نیست. تشخیص درست، به شواهد نیاز دارد.

سوء برداشت نهم: برای جلوگیری از ورشکستگی آب، کافی است از خود آب محافظت کنیم

ما معمولاً آب را در رودخانه، سد، چاه یا مخزن می‌بینیم، اما کمتر به مجموعه‌ای توجه می‌کنیم که باعث جمع‌آوری، ذخیره، تصفیه طبیعی و تنظیم جریان آب می‌شود. جنگل، خاک، پوشش گیاهی، تالاب و آبخوان، همگی در این فرایند نقش دارند.

در ایران نمونه مهمی داریم که با آن آشنا هستم: آبخوان‌داری و پخش سیلاب. وقتی سیلاب در یک حوزه آبخیز جاری می‌شود، همیشه نباید آن را فقط آبی بدانیم که باید هرچه سریع‌تر از منطقه خارج شود.

در مکان‌هایی که شرایط زمین‌شناسی، خاک و کیفیت آب مناسب است، می‌توان بخشی از سیلاب را بر سطح زمین پخش کرد تا فرصت نفوذ پیدا کند و به تغذیه آبخوان کمک کند. اما اگر مسیرهای طبیعی سیلاب را مسدود کنیم، اراضی نفوذپذیر را با ساخت‌وساز بپوشانیم یا پوشش گیاهی حوزه آبخیز را از بین ببریم، بخشی از ظرفیت طبیعی زمین را برای نگهداری و تنظیم آب از دست می‌دهیم. این فقط مساله مقدار آب نیست. مساله حفظ ظرفیت زمین برای دریافت و نگهداری آب در آینده است. از این منظر، حفاظت از منابع طبیعی و احیای کارکردهای اکولوژیک، بخشی از مدیریت ورشکستگی آب است.

البته نباید تصور کرد که آبخوان‌داری، جنگل‌کاری یا احیای تالاب‌ها به‌تنهایی می‌توانند کسری عظیم آب زیرزمینی ایران را جبران کنند. بدون کاهش برداشت‌های بیش از حد، حتی تغذیه مصنوعی موفق یک آبخوان هم ممکن است به افزایش استخراج منجر شود. نمی‌توانیم از یک طرف برای تغذیه آبخوان هزینه کنیم و از طرف دیگر اجازه دهیم هرچه وارد آن می‌شود، دوباره و حتی بیشتر برداشت شود. حفاظت از آب بدون حفاظت از سامانه طبیعی تأمین و تنظیم آن، راه‌حل پایداری نیست.

سوء برداشت دهم: با راه‌حل‌های مهندسی می‌توان ورشکستگی آب را برطرف کرد

در ایران وقتی بحرانی در بخش آب پیش می‌آید، معمولاً اولین پیشنهاد ساخت یک پروژه جدید است. اگر شهری کم‌آب شده، آب را از جای دیگری منتقل کنیم. اگر آب یک رودخانه کاهش یافته، سد دیگری بسازیم. اگر آبخوان تخلیه شده، چاه را عمیق‌تر کنیم. اگر در منطقه‌ای به آب شور دسترسی داریم، آب‌شیرین‌کن نصب کنیم. هیچ‌کدام از این فناوری‌ها و روش‌ها ذاتاً بد نیستند. بعضی از آن‌ها در شرایط مناسب ضروری‌اند. اما مساله این است که آیا اجرای پروژه جدید، مشکل اصلی را حل می‌کند یا فقط امکان ادامه همان الگوی ناپایدار مصرف را فراهم می‌سازد؟

به اصفهان نگاه کنیم. سال‌هاست درباره تأمین آب مورد نیاز این منطقه، انتقال آب از حوضه‌های دیگر و اجرای پروژه‌های تازه صحبت می‌شود. اما حتی اگر یک پروژه انتقال آب بتواند بخشی از نیاز صنعت یا شهر را تأمین کند، این به معنای جبران کسری آبخوان‌ها یا احیای زاینده‌رود نیست. باید مشخص شود آب جدید جایگزین برداشت‌های پیشین می‌شود یا بهانه‌ای برای ایجاد مصارف تازه خواهد شد.

در رفسنجان هم مساله مشابهی وجود دارد.

پژوهشی درباره تولید پسته و آب زیرزمینی این منطقه نشان داده است که برخی سیاست‌های افزایش بهره‌وری یا انتقال آب، اگر با محدودیت واقعی برداشت همراه نباشند، ممکن است در بلندمدت به تخلیه بیشتر آبخوان منجر شوند. حتی آبیاری قطره‌ای هم به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که برداشت آب کاهش یابد. اگر کشاورز با همان حقابه یا برداشت قبلی، سطح زیر کشت را افزایش دهد، ممکن است با وجود بهبود راندمان آبیاری، مصرف کل آب کاهش پیدا نکند.

این موضوع در اقتصاد منابع به اثر بازگشتی معروف است. به زبان ساده، وقتی استفاده از یک منبع ارزان‌تر یا کارآمدتر می‌شود، ممکن است انگیزه مصرف بیشتر آن هم به وجود بیاید. در ورشکستگی مالی، کسی نمی‌تواند فقط با گرفتن وام جدید، مشکل خرج کردن بیش از درآمدش را حل کند. در ورشکستگی آب هم نمی‌شود با اجرای پی‌درپی پروژه‌های تأمین آب، از اصلاح مصرف و مدیریت منابع فرار کرد. فناوری لازم است، اما بدون حسابداری دقیق آب، نظارت بر برداشت‌ها و محدودیت‌های الزام‌آور، ممکن است فقط زمان رسیدن به مرحله بحرانی‌تر را عقب بیندازد.

سوء برداشت یازدهم: ورشکستگی آب را می‌توان در بخش آب حل کرد

این تصور در ایران اهمیت زیادی دارد. ما وزارت نیرو، شرکت‌های آب منطقه‌ای، شرکت‌های آب و فاضلاب و مجموعه‌ای از نهادهای مرتبط با مدیریت آب داریم. اما آیا همه تصمیم‌های مهم درباره مصرف آب در همین مجموعه‌ها گرفته می‌شود؟

خیر. وزارت جهاد کشاورزی درباره سیاست‌های تولید و الگوی کشت نقش دارد. سیاست‌های انرژی بر هزینه پمپاژ آب زیرزمینی تأثیر می‌گذارند. تصمیم‌های صنعتی، شهری و تجاری نیز می‌توانند تقاضای آب را افزایش دهند.

برای مثال، وقتی کشاورزی با برق یارانه‌ای از آبخوان برداشت می‌کند، هزینه واقعی کاهش ذخیره آب زیرزمینی در تصمیم اقتصادی او منعکس نمی‌شود. این به معنای مقصر دانستن کشاورز نیست. کشاورز در چارچوب سیاست‌ها و امکانات موجود تصمیم می‌گیرد. اگر دولت برای دهه‌ها تولید محصولات خاصی را تشویق کرده، برای پمپاژ آب یارانه داده و اجازه گسترش اراضی آبی را صادر کرده باشد، نمی‌توان ناگهان تمام مسئولیت را متوجه تولیدکننده کرد.

پژوهشی که در فوریه ۲۰۲۶ درباره اقتصاد سیاسی یارانه‌های آبیاری در ایران منتشر شد، نشان می‌دهد چگونه منافع گروه‌های ذی‌نفوذ و ملاحظات سیاسی در حفظ یارانه‌ها و دشوار شدن اصلاحات نقش داشته‌اند. پس بحران آب را نمی‌توان صرفاً با تغییر مدیران وزارت نیرو یا ساخت چند تأسیسات جدید حل کرد. سیاست کشاورزی، انرژی، صنعت، تجارت و توسعه شهری باید با ظرفیت واقعی منابع آب سازگار شوند.

اینجا پای یک مساله مهم‌تر هم وسط می‌آید: قدرت. چه کسی اجازه حفر چاه می‌گیرد؟ چه کسی از آب ارزان استفاده می‌کند؟ چه کسانی می‌توانند از مقررات برداشت آب عبور کنند؟ چه گروه‌هایی از ادامه سیاست‌های موجود سود می‌برند و چه کسانی در تصمیم‌گیری‌ها نماینده‌ای ندارند؟

تا زمانی که پاسخ این پرسش‌ها روشن نشود، ممکن است سیاست‌های یک دستگاه دولتی، تلاش‌های دستگاه دیگر برای حفاظت از آب را خنثی کند. در واقع، مدیریت آب فقط یک مساله مهندسی یا هیدرولوژیک نیست. بخش بزرگی از سرنوشت آب ایران، خارج از بخش آب تعیین می‌شود.

سوء برداشت دوازدهم: ورشکستگی آب یعنی دیگر هیچ امیدی نیست

یکی از اشتباه‌هایی که در بحث ورشکستگی آب ممکن است اتفاق بیافتد، برابر دانستن ورشکستگی با نابودی کامل منابع است. اما ورشکستگی آب الزاماً به معنای پایان زندگی یا پایان امکان اصلاح نیست.

بخشی از خسارت‌ها ممکن است جبران‌پذیر باشند. بعضی دیگر ممکن است به دهه‌ها زمان نیاز داشته باشند و بخشی نیز عملاً برگشت‌ناپذیر باشند. برای مثال، فرونشست ناشی از تراکم غیرکشسان لایه‌های آبخوان را در نظر بگیریم. وقتی ساختار متخلخل برخی رسوبات در اثر افت فشار آب زیرزمینی متراکم می‌شود، با بالا آمدن دوباره سطح آب، فضای ازدست‌رفته الزاماً بازنمی‌گردد. این یعنی حتی اگر در آینده برداشت از آبخوان کاهش پیدا کند، تمام ظرفیت ذخیره‌سازی ازدست‌رفته بازیابی نخواهد شد.

اما آیا این واقعیت به معنای بی‌فایده بودن اقدام است؟

برعکس. هرچه زودتر برداشت بیش از حد متوقف شود، احتمال جلوگیری از خسارت بیشتر افزایش پیدا می‌کند. برای همین باید میان سه موضوع تفاوت بگذاریم: جلوگیری از خسارت جدید، جبران خسارت‌های قابل بازگشت و سازگار شدن با خسارت‌هایی که دیگر نمی‌توان برطرف کرد.

در ایران، بعضی از سیاست‌های آبی همچنان بر بازگشت به شرایط گذشته استوارند؛ گویی می‌توان با چند سال بارندگی مناسب، دوباره همان سطح تولید کشاورزی، همان مقدار برداشت آب و همان الگوی توسعه را ادامه داد. اما اگر ظرفیت بخشی از آبخوان‌ها کاهش یافته باشد، اصرار بر بازگشت به گذشته ممکن است خسارت بیشتری ایجاد کند. شاید لازم باشد بعضی فعالیت‌های اقتصادی تغییر کنند، سطح کشت آبی در مناطق بحرانی کاهش یابد یا برای حفظ زندگی و معیشت مردم، گزینه‌های اقتصادی تازه‌ای ایجاد شود.

این تصمیم‌ها ساده نیستند.

کاهش برداشت آب زیرزمینی ممکن است برای یک کشاورز به معنای از دست دادن درآمد باشد. بنابراین اصلاح سیاست آب بدون حمایت اقتصادی، مشارکت مردم و برنامه جایگزین برای معیشت آنان، ممکن است شکست بخورد. ورشکستگی آب به ما نمی‌گوید که دیگر کاری نمی‌توان انجام داد. به ما می‌گوید که نمی‌توان بدون توجه به محدودیت‌های تازه، همان کارهای گذشته را ادامه داد.

سوء برداشت سیزدهم: ورشکستگی آب بر همه مردم تأثیر یکسان دارد

این شاید یکی از مهم‌ترین بخش‌های بحث ما باشد.وقتی آب کم می‌شود، همه به یک اندازه آسیب نمی‌بینند.

خانواده‌ای که درآمد بالایی دارد، ممکن است بتواند مخزن ذخیره نصب کند، دستگاه تصفیه بخرد یا حتی به منطقه دیگری نقل مکان کند.

اما خانواده‌ای که درآمد محدودی دارد، چنین امکاناتی ندارد. در مناطق روستایی و حاشیه‌ای، قطع آب ممکن است علاوه بر مشکل آشامیدن و بهداشت، زمان زیادی از زندگی اعضای خانواده را صرف تأمین آب کند. در بعضی جوامع، این مسئولیت بیشتر بر دوش زنان و دختران می‌افتد. یونیسف نیز در بررسی وضعیت آب و بهداشت ایران به تأثیر نامتناسب مشکلات زیرساختی و کمبود آب بر گروه‌های آسیب‌پذیر، به‌ویژه کودکان، اشاره کرده است.


اما مساله عدالت فقط به دسترسی به آب آشامیدنی محدود نمی‌شود. تصور کنید در یک دشت، سال‌ها برداشت بیش از ظرفیت تجدیدپذیر ادامه داشته و آبخوان به‌شدت آسیب دیده است. حالا قرار است برداشت‌ها کاهش پیدا کنند. چه کسی باید مصرفش را کم کند؟ کشاورز خرده‌مالکی که تنها منبع درآمدش مزرعه است؟ شرکت بزرگی که طی سال‌ها از منابع آب ارزان استفاده کرده؟ یا مجموعه‌ای که به دلیل نفوذ اقتصادی و سیاسی، از محدودیت‌ها مستثنا شده است؟

آیا کسی که در ایجاد بحران نقش بیشتری داشته، باید سهم بیشتری از هزینه اصلاح را بپردازد؟

آیا جامعه محلی که در تصمیم‌گیری‌ها نقشی نداشته، باید بهای تصمیم‌های دیگران را تحمل کند؟

در ایران مساله دیگری نیز وجود دارد: سهم زنان در تصمیم‌گیری‌های مربوط به آب، زمین و توسعه. وقتی گروه‌های مختلف جامعه در فرایند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری حضور مؤثر ندارند، نیازها و تجربه‌های آنان ممکن است در سیاست‌گذاری نادیده گرفته شود. برای مثال، تصمیم‌گیری درباره آب یک روستا بدون حضور زنانی که مسئولیت بخش مهمی از مصرف و تأمین آب خانگی را بر عهده دارند، ممکن است تصویری ناقص از نیازهای واقعی آن جامعه به دست دهد. البته برای ارزیابی میزان مشارکت زنان و تقسیم مسئولیت تأمین آب در مناطق مختلف ایران، به داده‌های محلی و تفکیک‌شده نیاز داریم. ورشکستگی آب صرفاً مساله‌ای درباره مقدار منابع ازدست‌رفته نیست. موضوع این است که چه کسانی از مصرف گذشته سود برده‌اند و چه کسانی قرار است هزینه آینده را بپردازند.

اگر اصلاحات به شکلی اجرا شوند که گروه‌های آسیب‌پذیر بیشترین زیان را تحمل کنند، حتی یک برنامه موفق برای کاهش برداشت آب هم ممکن است به بی‌عدالتی تازه‌ای منجر شود. بنابراین عدالت نباید موضوعی باشد که پس از تدوین سیاست‌های آب به آن فکر کنیم. باید از ابتدا بخشی از تصمیم‌گیری باشد.

جمع‌بندی

در این دو قسمت، سیزده تصور نادرست درباره ورشکستگی آب را بررسی کردیم. هدف این نبود که برای تمام مشکلات آبی ایران یک نام جدید پیدا کنیم. خشکسالی، کمبود آب، آلودگی، تخریب آبخوان و ورشکستگی آب، مفاهیم یکسانی نیستند.

ممکن است یک منطقه با خشکسالی شدید مواجه شود، اما هنوز ظرفیت بازیابی داشته باشد. از طرف دیگر، ممکن است چند سال بارندگی مناسب اتفاق بیافتد، اما آبخوانی که برای دهه‌ها بیش از ظرفیتش مورد بهره‌برداری قرار گرفته، همچنان در وضعیت بحرانی باقی بماند.

در ایران، افزایش موجودی سدها پس از یک دوره پربارش لزوماً به معنای بهبود وضعیت بلندمدت منابع آب نیست. برای قضاوت درباره آینده، باید میزان برداشت و تجدید آب زیرزمینی، کیفیت منابع، تغییر ظرفیت ذخیره آبخوان‌ها، وضعیت رودخانه‌ها و تالاب‌ها و هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی سیاست‌های آبی را هم بررسی کرد. مفهوم ورشکستگی آب زمانی ارزش دارد که بتواند به تشخیص دقیق‌تر وضعیت و تصمیم‌گیری بهتر کمک کند. نه اینکه به یک اصطلاح جذاب برای سخنرانی‌ها، مقاله‌ها و گزارش‌های رسانه‌ای تبدیل شود.

مساله ایران فقط این نیست که از گذشته چقدر آب کمتری داریم. باید بفهمیم چه بخشی از منابع را هنوز می‌توان حفظ کرد، کدام خسارت‌ها قابل جبران‌اند و چگونه می‌توان بدون تحمیل هزینه‌های نامتناسب به ضعیف‌ترین گروه‌های جامعه، مصرف را با ظرفیت واقعی منابع هماهنگ کرد.

سال‌ها درباره مدیریت بحران آب صحبت کرده‌ایم. اما اگر بخشی از سرمایه آبی کشور را برای همیشه از دست داده باشیم، دیگر نمی‌توانیم تنها به بازگشت شرایط گذشته فکر کنیم. باید درباره آینده‌ای تصمیم بگیریم که با منابع باقی‌مانده امکان‌پذیر است. و مهم‌تر از همه، باید معلوم شود چه کسی در تعیین آن آینده حق رأی و قدرت تصمیم‌گیری دارد.

 
 
 

Comments


Recent Posts
Archive
Search By Tags
Follow Us
  • Facebook Basic Square
  • Twitter Basic Square
  • Google+ Basic Square

© Abangan آبانگان با فن‌آوری ویکس ساخته شده است

bottom of page