top of page

به یاد دکتر آهنگ کوثر؛ مردی که می‌خواست آبخوان‌ها را با سیلاب سیراب کند

3 hours ago
3 min read

امروز سالگرد درگذشت آهنگ کوثر است؛ پدرم، استادم و پژوهشگری که بخش مهمی از عمرش را صرف یافتن راه‌هایی برای بهره‌برداری از سیلاب‌ها و تغذیه آبخوان‌های مناطق خشک ایران کرد.

برای او، سیلاب فقط یک پدیده ویرانگر نبود. با طنز مخصوص خودش می‌گفت: «سیلاب ضدانقلاب است، به خاک سیاه بنشانیدش!» منظورش این بود که به جای رها کردن سیلاب، باید تا جایی که شرایط اجازه می‌دهد، آن را در زمین نفوذ داد و به ذخایر آب زیرزمینی افزود. او سیلاب را فرصتی می‌دید که با شناخت درست شرایط طبیعی و زمین‌شناسی و مدیریت مناسب، می‌توانست به تغذیه آبخوان‌ها، بهبود پوشش گیاهی و تقویت معیشت جوامع محلی کمک کند. این نگاه فقط در مقاله‌ها و سخنرانی‌هایش باقی نماند. از اواخر دهه ۱۳۵۰، در نورآباد ممسنی و سپس در گره‌بایگان فارس، همراه با همکارانش تلاش کرد در عمل نشان دهد که می‌توان بخشی از سیلاب‌ها را به جای عبور دادن و از دسترس خارج شدن، به درون زمین هدایت کرد و در آبخوان‌ها ذخیره کرد.


چرا سیلاب هست، اما آب نیست؟

این سوال ممکن است بارها به ذهن‌تان خطور کرده باشد: چرا در کشوری که بسیاری از دشت‌هایش به خاطر افت سطح سفره آب زیرزمینی ممنوعه، و ممنوعه بحرانی شده‌اند، برنامه‌ای عملی برای بهره‌برداری از سیلاب برای جبران کسری آبخوان‌ها وجود ندارد؟

پاسخ ساده نیست. از این جهت که هم دانش مدیریت سیلاب وجود دارد و هم مصوبه بهره‌برداری! می‌دانیم که همه سیلاب‌ها را نمی‌توان ذخیره کرد و همه زمین‌ها برای نفوذ دادن آب مناسب نیستند. با این حال، در برخی مناطق می‌توان بخشی از رواناب‌های سیلابی را با روش‌های مهندسی و طبیعت‌محور مدیریت کرد تا به تغذیه آبخوان‌ها کمک کنند.

در مدیریت متداول سیلاب، یکی از هدف‌ها کاهش خسارت و عبور ایمن آب از مناطق مسکونی و زیرساخت‌ها است. این هدف ضروری است. اما در مناطق خشک، امکان استفاده از بخشی از آب سیلاب برای تغذیه منابع زیرزمینی نیز باید بررسی شود. یکی از روش‌ها، پخش سیلاب بر زمین‌های مناسب است.

در این روش، بخشی از جریان سیلاب به محدوده‌هایی هدایت می‌شود که شرایط زمین‌شناسی و خاک آنها امکان نفوذ آب را فراهم می‌کند. آب در سطح پخش می‌شود و بخشی از آن به لایه‌های زیرین نفوذ می‌کند. میزان رسیدن این آب به آبخوان، به شرایط محل بستگی دارد.

ایران تجربه مهمی در این زمینه دارد.

از دهه ۵۰ در دشت‌هایی نزدیک قزوین تا جونگان ممسنی و در دهه ۱۳۶۰، طرح پخش سیلاب در دشت گره‌بایگان فارس، با هدایت پژوهشگرانی از جمله سیدآهنگ کوثر، اجرا شد. هدف این طرح استفاده از سیلاب برای تغذیه آب زیرزمینی، بهبود شرایط پوشش گیاهی و کمک به بهره‌برداری پایدار از منابع طبیعی بود.

پژوهش‌های بعدی نشان دادند که سامانه‌های پخش سیلاب در این منطقه توانسته‌اند به تغذیه آبخوان کمک کنند. برای نمونه، در یک بررسی مربوط به سال آبی ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱، سهم این سامانه‌ها در تغذیه محاسبه‌شده محدوده مطالعه حدود ۵۷ تا ۶۱ درصد برآورد شد. این تجربه ارزشمند است، اما نباید از آن نتیجه گرفت که پخش سیلاب در هر نقطه ایران با همان میزان موفقیت قابل اجرا است و به همان نتیجه خواهیم رسید.

نفوذپذیری خاک، ویژگی‌های رسوبات، کیفیت سیلاب، فاصله تا آبخوان، احتمال گرفتگی سطح نفوذ، حقوق آب و خطر آلودگی منابع زیرزمینی باید بررسی شوند.

موضوع مهم‌تر، میزان برداشت پس از تغذیه است.

اگر با اجرای یک طرح، مقداری آب به ذخیره زیرزمینی اضافه شود، اما برداشت از چاه‌ها به همان میزان یا بیشتر افزایش پیدا کند، ممکن است بهبودی پایدار در ذخیره آبخوان ایجاد نشود. بنابراین تغذیه مصنوعی آبخوان باید با پایش و کنترل برداشت همراه باشد.

تجربه گره‌بایگان یک نکته دیگر هم دارد: در ایران دانش و تجربه عملی برای استفاده از روش‌های متفاوت مدیریت آب وجود داشته است. بررسی موفقیت‌ها و محدودیت‌های این تجربه‌ها می‌تواند به تصمیم‌گیری امروز کمک کند.

پرسش اساسی این است که آیا مدیریت منابع آب در مناطق خشک فقط به تأمین آب برای مصرف بیشتر فکر می‌کند یا حفظ و بازسازی ذخایر آب زیرزمینی را هم در برنامه دارد؟


 
 
 

Comments


Recent Posts
Archive
Search By Tags
Follow Us
  • Facebook Basic Square
  • Twitter Basic Square
  • Google+ Basic Square

© Abangan آبانگان با فن‌آوری ویکس ساخته شده است

bottom of page